|
نغمه
|
||
استاد عبدالمجید کیانی در سال ۱۳۲۰در تهران متولد شد.
ابتدا ردیف سنتور ابوالحسن صبا را مدت چهار سال نزد استاد منوچهر صادقی و محمدحیدری در هنرستان آزاد موسیقی ملی آموخت.سپس قسمتی از ردیف میرزا عبد الله را نزد داریوش صفوت و نور علی برومند در دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران فرا گرفت و برای دست یافتن به شیوه سنتور نوازی حبیب سماعی و ادامه ردیف میرزا عبدالله مدت چهار سال دیگر نزد نور علی برومند به فراگیری ادامه داد.همچنین به مدت دو سال نزد عبدالله دوامی به ردیف آوازی آشنا می شود و برای شناخت موسیقی شرق مدت سه سال در دانشگاه سوربن پاریس در رشته موزیک نزد تران وانکه تحصیل نمود.
اجرای هفت دستگاه موسیقی ایران، ردیف میرزا عبدالله بر اساس روایت نور علی برومند صورت گرفته است .برومند ردیف را از اسماعیل قهرمانی از شاگردان میرزا عبدالله آموخت،نور علی برومند مدت دوازده سال ،از مکتب حبیب سماعی شیوه سنتور نوازی را فراگرفت و این بدان پایه بود که میتوانست ردیف میرزا عبدالله را به گونه ای درست و گیرا با سنتور اجرا کند،مضرابها شمرده و دقیق و آهنگها روشن و با معیار ها ی اندازه های موسیقی در واقع روایت آقا علی اکبر فراهانی است که آقا غلامحسین شاگرد برجسته ی او آن را فرا گرفته ،سپس گرانبهای خود را به عمو زاده هایش ،میرزا عبدالله و آقا حسینقلی آموخته است.
راجراي قسمت اول و دوم درآمد شور توسط استاد مجيد كياني

نوازنده ی تار و سه تار و مدرس دانشگاه .
پیرنیاکان در سال 1334 در بخش گرگر از توابع آذربایجان شرقی چشم به جهان گشود . از دوازده سالگی فراگیری موسیقی را در شهر تبریز زیر نظر محمدعلی خان غداری از شاگردان درویش خان آغاز کرد .
بهره مند از تعلیم : نورعلی برومند ، داریوش صفوت و همچنین فراگیری تار نزد علی اکبرخان شهنازی و ردیف آوازی نزد استاد محمود کریمی و عبدالله دوامی .
1352 ش - همکاری با مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی زیر نظر اساتیدی همچون : سعید هرمزی ، یوسف فروتن و محمود کریمی .
1353 ش - پیوستن به گروه موسیقی دانشگاه تهران و همزمان فراگیری دوره ی عالی ردیف موسیقی ایرانی زیر نظر استاد شهنازی .
از 1352 – 1367 ش - تدریس موسیقی در مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی .
1358 ش - شروع همکاری با استاد محمدرضا شجریان و انتشار چند کار مشترک .
از 1360 ش - تاکنون اجرای ده کنسرت در ایران و 160 کنسرت در اروپا و آمریکا .
عضو اصلی هیئت داوران جشنواره ی موسیقی فجر .
علي اكبر خان شهنازي
در سال 1276 هجري شمسي متولد شد. وي در سن هشت سالگي اولين درس هاي موسيقي را نزد پدر هنرمند خود فرا گرفت و در اين راه به حدي جديت به خرج داد كه در سن 14 سالگي يادگاري ارزنده از پدر به شمار مي رفت و در همين سن دو صفحه گرامافون با صداي جناب دماوندي كه از خوانندگان بنام ان زمان بود ضبط كرد. پس از فوت پدر كلاس او را ادامه داد و نگذاشت كه اين كلاس تعطيل كردد.
به قول مرحوم خالقي در سال هاي 1300 شهنازي بزرگترين نوازنده تار بود كه در تمام محافل هنري از او با احترام ياد مي شد و اين در حالي است او بيش از بيست و چهار سال نداشت. در همين سال ها شهنازي شروع به ساختن پيش درآمد و رنگ و تصنيف مي نمايد كه اين آهنگ ها در صفحاتي كه از وي به يادگار مانده ضبط شده است.
آشنايي او با خواننده ي بنام زمان ، مرحوم اقبال آذر باعث مي شود كه آن دو صفحات متعددي را در دستگاههاي مختلف اجرا نمايند. اين نواخته هاي شهنازي نشان از قدرت بي نظير ، مضرابي شفاف و سرعتي حيرت انگيز دارد.
شيوه نوازندگي شهنازي كاملا با پيشينيان خود فرق دارد و از بياني نو تر برخوردار است. بهره گيري شهنازي از تمام امكانات تكنيكي ساز و پرش هاي پياپي از بالا دسته به پايين دسته و پيچ و خم هاي تكنيكي و ريزه كاري هاي او ، خود به نوعي زيبايي مي رسد كه تا آن زمان در شيوه نوازندگي هيچكدام از استادان ديده نمي شد.
جالب توجه اين كه پردازش ملودي هاي استاد شهنازي نوع و بديع است، ولي از چهارچوب هاي اصيل موسيقي برخوردار بوده و خدشه اي به اصل و اساس موسيقي رديفي وارد نمي شود و اين نمودار خلاقيت و تبحر شهنازي و نشان دهنده عمق بينش و نگرش و دريافت هنري او از فرهنگ ديرپاي موسيقي اين سرزمين مي باشد.
بخصوص اين دريافت ژرف را استاد شهنازي در تنظيم رديف عالي موسيقي كه همگي از ساخته هاي خودِ او مي باشددر عاليترين نوع به نمايش مي گذارد و نشان مي دهد كه مي توان در هر حيطه اي دست به كارهاي بديع زد، ولي به شرطي كه به عمق جوهره ي آن حيطه ي فرهنگي وقوف كامل پيدا كرده و زبان گفتن آنرا دريابي ، كه اصل و اساس كار هنري پيدا كردن آن زبانِ مكاني و زماني است. استاد شهنازي در كارهاي به يادگار مانده از خود نشان داده است كه داراي چنين نگرش و چنين زباني مي باشد.
از اين استاد بزرگوار به غير از صفحاتي كه با مرحوم اقبال آذر ضبظ كرده است، آثاري باقي مانده كه عبارتند از:

مادرش از شيفتگان موسيقي اصيل ايراني بود و از مقام هاي موسيقي ايراني به دستگاه همايون علاقه اي وافر داشت. به همين دليل هم نام “همايون” را براي فرزند خود انتخاب كرد.
همايون خرم در سن 10-11 سالگي به مكتب استاد صبا راه يافت و به علت استعداد شگرف در 14-15 سالگي يك شبه ره صد ساله را پيمود و به عنوان نوازنده 14 ساله، در راديو ساز تنها اجرا كرد. بعدها در بسياري از برنامه هاي موسيقي راديو، خصوصاً در برنامه گلها، به عنوان آهنگساز، سوليست ويلن و رهبر اركستر آثاري با ارزش ارائه داد.
همايون به موازات فعاليت عاشقانه و در عين حال محققانه در موسيقي ايراني، از كسب علم نيز غافل نبود و در اكثر مراحل تحصيل از شاگردان ممتاز بود و تحصيلات عاليه خود را تا اخذ دانشنامه در رشته مهندسي برق ادامه داد. سمت هاي ايشان در زمينه هنر و موسيقي؛ عضويت در شوراي عالي موسيقي راديو، رهبري اركستر سازهاي ملي، استاد دانشكده موسيقي ملي و هنرستان شبانه، آهنگساز در برنامه هاي موسيقي ايراني و خصوصاً برنامه گلها، رهبري اركستر گلها و سوليست ويلن بوده است.
تعدادي از آهنگ هاي ايشان مانند: تو اي پري كجايي(سرگشته)، امشب در سر شوري دارم (غوغاي ستارگان)، ساغرم شكست اي ساقي (طاقتم ده)، رسواي زمانه منم، آيا همه شما بي گناهيد، اشك من هويدا شد، پيك سحري، بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت، ساقي ببين، دل پريشانم زغم گرفته، آواي خسته دلان و ده ها آهنگ ديگر، همگي بيانگر نبوغ همايون خرم در كارآهنگ سازي است.
شايان ذكر است همايون خرم در ضمن تسلط در نوازندگي و بداهه نوازي، آهنگسازي خلاق و كم نظير و در عين حال مسلط به ظرايف نظري و تئوريك موسيقي ايراني است و از اين نظر پژوهشگري با ارزش و محققي ممتاز به شمار مي رود.
آثار اجرايي :
برنامه هاي متعدد گلهاي رنگارنگ، برنامه هاي موسيقي FM راديو، برنامه هاي بداهه نوازي در راديو، تعدادي برنامه تك نوازان با همكاري هنرمندان ديگر به صورت همنوازي؛ همچنين همنوازي با هنرمنداني مانند شادروان استاد جواد معروفي، استاد جليل شهناز، استاد فرهنگ شريف و شادروان منصور صارمي همراه با ضرب شادروان جهانگير ملك و شادروان امير ناصر افتتاح.
آثار موسيقي ايشان به صورت كاست و لوح فشرده (CD) شامل همنوازي با استادان جواد معروفي، جليل شهناز و فرهنگ شريف هم اكنون در اختيار علاقمندان است.
آثار مكتوب:
1- رديف اول چپ كوك (نواي مهر)؛ شامل آوازها، چهارمضراب ها، قطعات و تعدادي از آهنگ ها.
2- رديف دوم راست كوك؛ شامل تعدادي از پيش درآمدها، چهارمضراب ها و رنگ ها كه هم اكنون در حال آماده سازي و چاپ است.
از فعاليت هاي ديگر ايشان مي توان يه سخنراني درباره موسيقي ايراني در مراكز هنري و فرهنگي اروپا و آمريكا مانند دانشگاه UCLA، دانشگاه گيلان، دانشگاه پزشكي شيراز (درباره استاد صبا و موسيقي ايراني)، انجمن موسيقي فارس (درباره استاد ابوالحسن صبا)، دانشگاه علامه طباطبايي (درباره مقامات موسيقي ايراني)، فرهنگسراي ارسباران (درباره استاد علي نقي وزيري)، دانشگاه صنعتي اصفهان (درباره مشخصات موسيقي ايراني) و سخنراني هاي متعدد ديگر در تالار رودكي تهران به مناسبت هاي مختلف اشاره كرد.


کلنل وزیری در هنر موسیقی دارای ارج و مرتبتی چنان والاست که به لفظ و بیان در نمیآید و با اینکه استاد نیاز به هیچگونه نوشته و توصیفی ندارد معهذا هنگامیکه مراد و خواسته خویش را با ایشان در میان گذاشتیم با وجود سالخوردگی و بیماری دقایقی چند ازاوقات خود گرانقدر خویش را بر ما ارزانی داشتند با سپاس بسیار از استا کلنل وزیری کمال تشکر و امتنان رااز هنرمند عالیقدر آقای «حسینعلی ملاح » که ما را در نوشتن و تهیه این مقاله یاری کرده اند داریم .

| آوای هنر نغمه ها، بس سالها، درتارها بنهفته بود |
| همچو گنجی مانده پنهان دردل ویرانه ها |
| رودها نالان ،ولی آوای درد آلودشان |
| قصه ها از فتنه ها گفتی ودام و دانه ها |
| مرحبا ای عشق ای افکنده بس غوغا و شور |
| در رگ جانوزیری این شه افسانه ها |
| شاد باش و دیر زی ای نادره مرد هنر |
| مست و شیدا از توشد هم ساقی و پیمانه ها |
| بانگ آزادی و شادی در پناه همتت |
| جنبشی در کاخ ها افکند و در کاشانه ها |
| وان سلاسل، بندها، بردست و پای لحن ها |
| همچو عقدی پاره شد افتاد یک یک دانه ها |
| «ای وطن» نامی سرودت شهرۀ آفاق گشت |
| خواب غفلت را ربود از خویش و از بیگانه ها |
| «بند بازت»بندها بگشود از دلهای پاک |
| «دخترژولیده » ات دل برد از فرزانه ها |
| تار، از فیض وجود تو وزیری جان گرفت |
| ورنه جولانگاه او گوشۀ میخانه ها |
| زنده کردی حافظ و سعدی و مولانا به لحن |
| بیگمان هستند ممنون تو این دردانه ها |
| ای مراد اهل دل استاد استادان لحن |
| سوختی تا ساختی پرورده ها ،جانانه ها |
| ای فروغ جاودان ،ای رهبر اهل هنر |
| گرد شمع دانشت مائیم چون پروانه ها |
در اینکه موسیقی ایران قبل از اسلام چه بوده اطلاعی نداریم همانطور که نمی دانیم موسیقی مصر و آشور و یونان چه بوده است و بهمین دلیل ارتباط و اقتباس آنها از همدیگر نیز نا معلوم است ،و غیر از مختصری از اساس علمی موسیقی یونان که آنهم باز ناقص است چیزی در دست نیست . اگرچه آنهم مقداری از روی علوم مصری توسط فیثاغورث کشف گشته است . تعجب در اینجاست که مللی مثل یونان که در تمام رشته های علوم و فلسفه و صنایع آثار گرانبها بیادگار گذاشته است ،چطور از عهدۀ ترسیم اصوات و اوزان یعنی آهنگ وملودی بر نمی آمده است. همین مسئله ثابت می کند که ترسیم موسیقی چقدر مشکل بودو چه اندازه فکر بکار برده است که امروز تاحدی آنرا ترسیم می نمائیم مخصوصأ وقتی علاقۀ شدید یونانیان را بموسیقی از گفته های افلاطون و سائر فلاسفه و شرح تآترها و حتی مسابقه های موسیقی ربدر در بازیهای احساس مینمائیم،احتمال قوی میدهیم که یونانیان برای ترسیم آهنگها بسیار کوشیده اند ولی با الفبائی که برای این کار اختیار کردند منظور را نمیرسانده و بمقصود نرسیده اند. همینطور از موسیقی قبل از اسلام مخصوصأاز عهد ساسانیان صدها اسامی الحان هست که هیچ معلوم نیست که چگونه بوده است. بنابراین به تحقیق در موسیقی بعد از اسلام میپردازیم .
ـــ نتیجه آنکه موسیقی امروز ما یک موسیقی هزار ساله ایست که اصول آن دست نخورده است بدلیل اینکه ممنوع و محبوس بوده و دست ابتکار و علم که بیش از هر چیز موجب تغییر و پیشرفت صنعت است براو راه نیافته اما اصلاح موسیقی : باید ببینیم تغییر یا اصلاح موسیقی اصولآ صلاح هست یا خیر و مخصوصآ با وضعیت حاضر که یکباره همه چیز ما تغییرات وارد شده ومی شود چگونه باید رفتار نمود . | نگویم سماع ای برادر که چیست | مگر مستع را بدانم که کیست |
| گر از برج معنی پرد طبر او | فرشته فرو ماند از سیر او |
| گشاید دری بر دل از واردات | فشاند سر دست بر کائنات |
موسیقی کلیسا و دسته های آواز خوانها و ارگ بزرگ وسرایۀ ملایک و ترکیب او رادو قصص مذهبی با موسیقی از قبیل « اوراتوریو» و «مس»و «موته»و غیره از تشکیلات مهم هر کلیسائی است . موسیقی های مدارس و سرایهای چند صوتی که مخصوصأ در کشور آلمان از هر دسته جوانی شنیده میشود ،در هر کسی قوت و شادی تولید نموده زندگی را زیبا و انسان را امیدوار می نماید.
بیشتر داریم و باید موسیقی اطفال و جوانان و موسیقی نظامی و موسیقی تفریحی و درامی و چند صوتی را خلق نمود . البته قسمت اعظم اینها در تن موسیقی بین المللی است که در زمینۀ ماهور وسیقی ایران ساخته می شود زمینۀ چهار گاه نیز برای این نوع موسیقی ها بسیار خوب است . مخصوصاً بکارتی که در صنایع مشرق باید باشد در او یافت میشود. اما بوجود آوردن تمام اینها مربوط به داشتن صنعتگران خوب است. تا بحال پیدایش صنعتگران خوب مربوط بتصادفات و معلول زمان بوده است . در روشی که یک ملت برای ترقی خود پیش می گیرد این قائده باید نسخ گردد یعنی اشخاص بزرگ همیشه باید معلول کوشش خودشان باشند ؛ بنابراین ایجاد این کوشش را در تمام قوانین و امور کشور بوسیلۀ مدارس و جاسزه ها و تشویقات باید تشدید کرد تا اینکه تدریجاً خود کوشش بنفسه یکی از لذات مردمان کار گردد. افرادی که کوشش بزرگی معلول تصادفات میدانند بکلی در اشتباه هستند یکی از بزرگان جهان میگوید ، مردمان بزرگ را زمان بوجود نمی آورد بلکه مردمان بزرگند که عصر و زمان بوجود می آورند . شاهد این مثال وضعیت حاضر ایران است که از کوشش یکنفر یک عصری آنقدر متمایز از اعصار دیگر ایران بوجود آمده است . بنشاندادن شمه ای از موسیقی قدیم وجدید می پردازیم . (ناطق ویلن را کوک نمود )ولی خاطر آقایان را متذکر مینمایم که با یک سلز تنها و عدم تهیۀ قبلی از عهدۀ نمایاندن انواع موسیقی بر نمی آیم یعنی شرکت صنعتگران دیگر وارکست و سازهای دیگر را لازم دارد این است که بنده برای اینکه پروارد قسمت های تخصصی هم نگردم فقط در موسیقی شاعرانه مقایسات مینمایم و انشاء لله اگر بخت یاری نماید در قسمت های دیگر هم در آن مقایسات خواهد شد .| خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ |
| وانجا به نیک نامی پیراهنی دریدن |
| که چون نسیم با گل راز نهفته گفتن |
| که سر عشق بازی از بلبلان شنیدن |
| فرصت شمار عبث کز این دو راه منزل |
| چون بگذریم دیگر نتوان بهم رسیدن |
متولد سال ۱۲۹۰ میباشد و در تهران به دنیا آمده است. پدرش خوش خط بود و صدایی خوش داشت .مادرش دختر رکن الدوله برادر ناصر الدین شاه بود که پیانو می نواخت . برای اولین بار مرتضی نی داوود بود که به صدای خوش و استعداد بنان پی برد . وی از سال ۱۳۱۵ در اداره کشاورزی و سپس شرکت ایران بار مشغول به کار شد . وی سپس به تهران آمد و باقی عمر خود را در تهران سپری کرد . وی در موسیقی ملی و اصیل ایران جای والایی دارد و یکی از ستاره های درخشان آسمان هنر موسیقی ایران است. او در پایان به علت بیماری از خواندن اجتناب می کرد و سرانجام در پنج شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۶۴ در بیمارستان ایرانشهر واقع در قلهک تهران چشم از جهان فروبست .
یادش گرامی باد
از وی 350 اثر بزرگ و کوچک به جای مانده است . که معروف ترین آنها عبارتند از :
حالا چرا – می ناب – بوی جوی مولیان – الهه ناز - شاخه گل 1 تا 7 - و...
ابوالحسن صبا در سال 1281 در تهران به دنیا آمد .
پدرش ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند محمد جعفر خان صدرالحکما ، فرزند محمود خان صبا ، شاعر و نقاش دوره ی ناصری بود . محمد خان صبا نیز خود نوه فتحعلی خان صبا ، ملک الشعرای دربار فتحعلی شاه قاجار بود که علاوه بر شاعری ، بر شهرهای قم و کاشان نیز حکومت می کرد . کمال السلطنه ، پدر ابوالحسن صبا ، که شغل طبابت داشت از مردان فاضل و هنردوست و اهل ادب محسوب می شد و علاقه فراوانی به موسیقی اصیل و سنتی ایران داشت . ساز سه تار را بسیار زیبا و دلنشین می نواخت و ابوالحسن صبا ، مشق این ساز را برای اولین بار نزد پدر خویش آغاز کرد . وی شاگرد اساتیدی از جمله میرزاعبدالله حسین خان و اسماعیل زاده و درویش خان و... نیز بوده است .
زنده یاد ابوالحسن صبا ، در طول زندگی پربار و برکت خود برای موسیقی ایران و فرهنگ صوتی کشور خدمات با ارزشی انجام داد و یکی از پایه گذاران و هنرمندان اولیه برنامه های گلها بود که با این برنامه ها همکاری کرد و به آن رونق و اعتبار بخشید ، که شاید بی اغراق بتوان گفت که زندگی او مصداق این شعر سعدی است :
« صبر ایوب بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید »
استاد ابوالحسن صبا در شب جمعه بیست و نهم آذر ماه 1336 در یک روز سرد پاییزی چشم از جهان فروبست . خداوند روح این انسان هنرمند و شریف را قرین رحمت سازد .
