تبليغاتX
نغمه
 داشتن انقباضات عضلانی و همچنین استرس در هنگام نواختن را در هنگام تمرینات کمتر متوجه میشوید، چراکه در زمان تمرین با خیالی آسوده در خانه و برای خودتان مینوازید! اما چرا وقتیکه که برای کنسرت و یا اجرا در برابر دیگران حاضر میشوید این استرس و انقباضات خود را نشان میدهد؟ در این مقاله به ذکر چند نکته بسنده میکنیم و سعی میشود تا در مطالب آتی به سراغ حافظه ناخود آگاه و خود آگاه برویم و کشف این نکته که در هنگام تمرین و اجرا چه اتفاقی برای نوازنده می افتد.
                                              

چندین مورد که موجب استرس در نوازندگی میشود :
تمرین طولانی مدت بدون هیچ وقفه و استراحت بالاخص نوازندگی با سرعت بالا که زمانی برای استراحت عضلات در آن وجود نداشته باشد. تمرینات بیش از حد ناشی از هراس و اضطراب ناشی از کنسرت و امتحان نیز میباشد؛ هنگامی که باید یک قطعه جدید را در یک زمان کوتاه اجرا نمایید و یا زمانیکه اجرایی در برابر تماشاگران دارید و همچنین در زمان امتحان.

بعد از یک وقفه کوتاه یا بلند مدت در نوازندگی و یا هنگامی که به تعطیلات رفته اید و دور از ساز هستید بعد از آن یک تمرین کافی و طولاتی نباید انجام گیرد بلکه باید بتدریج و رفته رفته بر مقدار تمرین خود اضافه نمایید.

نوازندگی با استیل غیر صحیح مانند وضعیت اشتباه در نوازندگی و یا نشستن نا صحیح دردهایی را در ناحیه کمر و گردن و بازو ایجاد مینماید. تکنیک اشتباه بیشترین تاثیرات را در گرفتگی های عضلانی دارد.

در هنگام تمرین درگیر کردن تمامی عضلات و ایجاد یک تعادل میان آنها الزامیست؛ بعنوان مثال تمرین بر روی یکی از دست ها و عدم تمرین دست مقابل صحیح نیست و یا تمرینات متعدد تکنیکی تنها برای یکی از دست ها و در حالتی موشکافانه تر نیز وقتی در تمرینات انگشتان شما رو به پایین است (بر روی کلاویه و ...) باید تمرینی را نیز انجام دهید تا انگشتان در جهت مخالف نیز تحرک داشته باشند.

ایجاد هرگونه زاویه نامناسب و غیر استاندارد در دست ها؛ فشار بر روی مچ ها و انجام حرکات بی مورد.

بی تحرکی و تکان ندادن مچ در مدت طولانی نیز موجبات انقباضات عضلانی میشود. انجام تمرینات با فشار آوردن بیش از حد بر روی انگشتان و ساز؛ این بیشتر در مواقعی رخ میدهد که دست چپ و راست شما هنوز به تفکیک عصبی - عضلانی مناسبی نرسیده است؛ هنگامی که دست راست محکم مینوازد دست چپ نیز محکم سیم و یا بر روی کلید ها فشار می آورد.

پرت کردن با فشار انگشتان بالاخص هنگامی که میخواهید با صدای بلندتری بنوازید.

تحت تاثیر قرار گرفتن از استیل و نوازندگی سایر نوازندگان! و خطر قبول اینکه همه نوازندگان میتوانند تمریناتی یکسان و مدت تمرین مشابه انجام دهند.

انجام حرکات غیرمعقول و منقرض شده مانند زدن تمامی اتودهای شوپن بصورت پشت سر هم! این کار برای تمامی نوازندگان پیانو غیرقابل تصور و اجرا است و بستگی به نیرو و توانایی و حتی فیزیک بدنی شما دارد. برخی از نوازندگان بدنی قوی و ساختاری قدرتمند دارند و چنین تجربیاتی برایشان مشکلی ایجاد نمی نماید حتی اگر دارای تکنیک و استیلی ضعیف باشند.

داشتن ایده آل های غیر منظقی مانند گذاشتن آلبومی از یک نوازنده حرفه ای و همزمان گوش دادن و نواختن!

قطعه ای که برای یک پیانیست بخاطر فیزیک بدنی مناسب نیست مانند قطعاتی که احتیاج به این دارد که انگشتان بیش از حد باز شوند (کشش بیش از حد) مانند قطعاتی از راخمانینف و یا برامس که در آن انگشتان در اواسط قطعه برای تکرار اکتاو و آکورد بیش از حد باز میشوند مانند قطعه "The Erl King" از شوبرت یا شش "Hungarian Rhapsody" از لیست

کسالت و افسردگی و یا داشتن استرس های ذهنی

اعتیادی سخت به تمرین نه انجام آن با لذت

عدم تطابق با محیط جدید مانند عوض کردن محل تمرین

اضطراب از اجرا و ترس از صحنه

ترس از انتقادات بالاخص در نوازندگان جوان

طرز برخورد نا مناسب معلم و خانواده و دوستان

نکته ای برای معلمان: خطر زمانیست که یک معلم تمامی هنرجویان را با یک شیوه و روش تکنیکی آموزش میدهد.

احساس نداشتن مشکل و یا عدم مسوولیت نسبت به جایگاه خود در گروه بالاخص در نوازندگانی که به عنوان همراه در گروه مینوازنند مانند نوازنده پیانو همراه که فکر میکند که مشکلی ندارد و احتیاجی به تمرین و یا گرم کردن ندارد، این مورد در نوازندگان در ارکستر و غیره نیز وجود دارد.این عدم تمرین گاهی اوقات در هنگام اجرا با وجود یک رهبر مقتدر و یا رهبری با تجربه، موجبات استرس های فراوانی برای نوازنده میشود!

انتخاب ورزشی نا مناسب و فعالیتهایی که شاید به موسیقی ربطی نداشته باشد اما تاثیر فراوانی در نوازندگی شما دارد.
                                                                                             منبع:گفتگوی هارمونیک
+ نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 20:58 توسط علی |

 گفتگویی با مجید درخشانی :

                                    من به آينده موسيقي ايراني خوشبينم

راه‌اندازي گروه فعال خورشيد، ضبط چند آلبوم، همكاري با استاد شجريان در كنسرت‌هاي گذشته و آينده، حضور در كارگاه آواز و تدريس از جمله كارهاي اوست. با او درباره موسيقي امروز هنرمندان اين سال‌ها و آن سال‌ها و فعاليت‌هاي اخيرش گفت‌وگو كرده‌ايم:

در شرايطي كه بسياري از موزيسين‌هاي ايراني راهي غرب مي‌شوند تا آثار خود را ارائه كنند چطور شد كه شما به ايران برگشتيد و پركار هم ظاهر شديد؟
در خارج از ايران امكان فعاليت گروهي در عرصه موسيقي بسيار ناچيز است. عمده اتفاق‌هايي كه شما از آنها ياد مي‌كنيد به فعاليت‌هاي انفرادي منجر مي‌شود. از طرفي ديگر من انرژي‌ام را از این آب و خاك مي‌گيرم و انعكاس كارهايم بيشتر از آن چيزي است كه در آلمان بودم. با حضورم در ايران و همزيستي با نوازندگان جوان بااستعداد روحيه و توان من بالا رفت و انگيزه‌ام بيشتر شد.

پس انفعال در عرصه موسيقي حاصل چيست؟
بايد اقرار كنم كه جامعه موسيقي تا حدودي دچار بيماري شده است. متاسفانه در ميان همنسلان ما اتفاق‌هاي بدي افتاده است و تعداد زيادي از آنها به بهانه‌هاي مختلف به حاشيه رانده شدند يا اينكه مسير خود را تغيير دادند. تعدادي از آنها كه عملاً موسيقي را كنار گذاشتند. عده‌اي هم به دستگاه‌هاي دولتي وصل شدند و به‌كارهاي اداري پرداختند. تعدادي هم بودند كه فعاليت مي‌كردند ولي به‌تدريج منزوي و منفعل شدند. از طرفي مساله اعتياد به موادمخدر و بي‌تعهدي‌هاي ديگر نيز دامن تعدادي از افراد را گرفت كه به خودي خود مساله كوچكي نيست. نسل نو و جوان امروز بسيار عالي‌اند و انگيزه بالايي دارند. اطلاعات، شناخت و قدرت تميز خوب از بد در بين اين جوان‌ها خيلي بالاست مقايسه كه مي‌كنم مي‌بينم يك جوان نوازنده 25 ساله امروزي اصلاً قابل مقايسه با 25 سالگي امثال من نيست. من معتقدم نگاه جوينده نسل جديد براي موسيقي ما تعالي‌بخش خواهد بود. آنها اسير زرق و برق موسيقي نمي‌شوند و بيشتر به كيفيت و ماهيت موسيقي مي‌انديشند. پوشيده نماند كه اين نگاه نو حاصل تلاش‌هاي بزرگان اين عرصه است كه آغازگر بوده‌اند. دقيقاً همين‌طور است. به هر حال بستري فراهم شده است كه جوانان صاحب ديدگاه‌هاي موشكافانه و نو شده‌اند. در دو دهه 60 و 70 موزيسين‌هاي ايراني تجربه‌هاي زيادي كرده‌اند و حالا اين نسل جوان از خوب و بد آنها درس گرفته و مسير خود را پيدا كرده است و خيلي خوب پيش مي‌روند اگر خوب در عملكرد آنها دقيق شويد، در مي‌يابيد كه خيلي خوب حركت مي‌كنند. اين بچه‌ها ديدشان نسبت به كليت موسيقي تغيير كرده است و همين براي يك آينده درخشان پايه خوبي مي‌تواند باشد، من به آينده موسيقي ايران خوشبين هستم اما اين تاسف من را براي همنسلانم بيشتر مي‌كند كه منفعل و واپسگرا شدند؛‌ درحالي كه مي‌توانستند تاثيرگذار شوند. نبايد فراموش كرد در دوره‌اي موسيقي ايران با انتشار كاست‌ها و استقبال مردم در نيمه دوم دهه 60 و سال‌هاي آغازين دهه 70 موزيسين‌ها در موقعيت خوبي قرار گرفت و سطح زندگي هنرمندان ارتقا پيدا كرد، اما متاسفانه نتوانستند اين شرايط طلايي را حفظ كنند. دليلش اين بود كه تقاضاي مردم توليدات را زياد كرد در نتيجه آثار با نزول كيفيت روبه‌رو و رفته‌رفته استقبال نيز كم شد. اين دوره كه فرا رسيد حال و هوا و در نتيجه استقبال از ميان رفت. اين عدم استقبال ياس و نااميدي و هزاران چيز ديگر را براي موزيسين‌ها به ارمغان آورد. يواش‌يواش زندگي و روحيه آنها شكل نامطبوعي گرفت.

زمينه همكاري مجدد شما بعد از سال‌ها با استاد شجريان چگونه فراهم شد؟
يك سال مشغول كار با گروه خورشيد، راه‌اندازي و استحكام آن بودم. بعد از آن هم استاد لطف كردند با من تماس گرفتند و در يكي دو جلسه‌ گفت‌وگو همكاريمان را آغاز كرديم. به هر حال جاي خشنودي و افتخار است كه من سال‌ها پس از همكاري با ايشان در آلبوم «درخيال» مجدداً در كنسرت‌هاي آتي ايشان و در يكي دو آلبوم همراهشان خواهم بود.

منظورتان از آلبوم آثار جديد است؟
بله، يك اجرا در مايه‌هاي شور و افشاري ضبط كرده‌ايم. علاوه بر آن يك اثر ديگر هم در دستگاه همايون سال‌ها پيش با گروه آوا ضبط كرده بوديم كه فقط اركستر بود و صداي خواننده هنوز روي آن نيامده است كه اميدوارم بعد از كنسرت‌هاي اروپا، استاد وقت كنند، بيايند تا آن را تكميل كنيم.

شما سال‌ها پيش با استاد شجريان در آلبوم «در خيال» همراهي كرديد. حالا پس از گذشت سال‌ها، مجدداً با يك اركستر جمع‌وجور كارهاي ديگري را تجربه مي‌كنيد. تفاوت اين دو تجربه را در چه مي‌دانيد؟
البته با توجه به اينكه استاد شجريان پس از چند سال همكاري با استاد عليزاده، يك رجعت به شيوه اصلي خودشان داشته است. ببينيد، تركيب اركستر و سازبندي يك تاثير دارد، خود قطعات هم يك تاثير. اگر قطعات خوب باشد، با دو ساز هم مي‌توان به نتيجه رسيد. در خيال يك اثر در استوديوي آهنگسازي، تنظيم و ضبط شد و اركستر كاملي از سازهاي ايراني در آن وجود داشت. آن اجرا رنگ و وجاهت خاص خودش را داشت. اركستر هر چقدر ساز بيشتر داشته باشد، قدرت مانورش بيشتر مي‌شود و به‌تبع، اگر يك اركستر از سازهاي كمتري استفاده كند، محدودتر خواهد بود و نوع موسيقي تغيير مي‌كند، نگاه كنيد به آثار استاد عليزاده كه در تنظيم و اركستراسيون واقعا استاد است. اگر با يك ساز يا يك گروه كوچك كار كند، نوع موسيقي‌اش هم تغيير مي‌كند. هر سازي خاصيت خودش را دارد و حالتي خاص به اثر مي‌بخشد و طبيعي است كه تاثيرگذاري‌اش هم متفاوت است. مي‌خواهم بگويم هر اثري تاثير خود را دارد. به عنوان مثال شما به بداهه‌نوازي‌هاي استاد لطفي توجه كنيد. به ياد بياوريد آلبوم «عشق داند» با يك تار و آواز استاد شجريان چه تاثيري مي‌گذارد. اين آلبوم كه ضبط شده و به گوش مردم خواهد رسيد يك خاصيت بينابيني دارد، علاوه بر اينكه در استوديو و دور هم بدون مترونوم نشسته‌ايم و زده‌ايم. از اين نظر، كار حال بسيار خوبي دارد.

گويا قرار است قطعاتي از استاد حسين عليزاده را با گروه خورشيد اجرا كنيد، اين صحت دارد؟
بله، همراه گروه خورشيد و به كمك امير اسلامي مدير گروه دانشگاه هنر مشغول تمرين قطعه «سواران دشت اميد» هستيم كه به زودي آن را اجرا خواهيم كرد. فكر مي‌كنم نتيجه خوبي در برخواهد داشت. اميدوارم استاد عليزاده مجددا قطعاتي را براي اركسترهاي بزرگ بنويسند تا ما هم بتوانيم آنها را اجرا كنيم. جا دارد كه از آقاي اسلامي تشكر كنم. چون من درگير كارهاي مختلفي از جمله ضبط آثاري كه گفته شد، تمرين براي كنسرت‌هاي آتي، كلاس‌هاي آموزش و كارگاه آواز استاد شجريان بودم و اين آقاي اسلامي بود كه با لطف فراوان سرپرستي تمرين‌هاي گروه را به عهده گرفت.

به هر حال خوشحال‌كننده است كه شما بعد از سال‌ها دوباره اين قطعه را اجرا مي‌كنيد.
همين‌طور است. چون «سواران دشت اميد» يك اتفاق بود. بد نيست خاطره‌اي هم از آن سال‌ها برايتان ذكر كنم. اين قطعه ضبط شده بود كه زنده‌ياد فريدون مشيري به استوديو آمد. دوستان دنبال اسمي براي اين قطعه مي‌گشتند كه مشيري پس از شنيدن آن به ناگهان گفت: «سواران دشت اميد». همه اين عنوان را پسنديدند و شد اسم قطعه. نكته ديگري در ضبط اين قطعه نوازندگي استاد لطفي در اركستر آقاي عليزاده بود. عليزاده تازه از سربازي برگشته بود و هنوز موي چنداني به سر نداشت. استاد لطفي هم پيگير موسيقي اصيل ايراني با تفكري متفاوت از عليزاده بود. اما به محض اينكه اين قطعه را شنيد به عنوان تكنواز در اركستر، نواخت. با يادآوري اين نكته خواستم به يك سري فضايل اخلاقي فراموش شده اشاره كنم تا جوان‌ها از بزرگ‌ترها درس بگيرند.

دوست داشتيم در پايان درباره حضور استاد لطفي، راه‌اندازي گروه شيدا و كنسرت‌هايشان بدانيم.
ببينيد اگر دقت كنيد، آقاي لطفي از وقتي كه به ايران برگشته‌اند خيلي بي‌سر و صدا مشغول تدريس هستند و در واقع يك مركز آموزشي راه‌اندازي كرده‌اند. طرحي كه از قبل به آن فكر كرده بودند. من معتقدم استاد لطفي با اين كلاس‌هاي آموزشي در حال تغيير نحوه نگرش نوازنده‌ها به موسيقي ايراني است. اين اتفاق يك موج با خودش آورده است و در بخش آموزش يك كار اساسي صورت گرفته است. به هر حال اگر آقاي لطفي بخواهد كه گروه راه‌اندازي كند به سادگي و به سرعت مي‌تواند، چون بسيار تجربه دارد اما ترجيح داده كه آموزش بدهد و من فكر مي‌كنم نتيجه اين كار چند سال بعد معلوم خواهد شد.

حضور در كارگاه آواز استاد شجريان و پشت سر گذاشتن اين تجربه عجيب را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
من آنجا بودم تا با سازم براي هنرجويان حال و هوايي ايجاد كنم كه هنرشان را بهتر ارائه دهند و جاي صدايشان را درست انتخاب كنند. از اينكه با خواننده‌هاي آماتور همراهي كردم، خوشحالم.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:59 توسط علی |