|
نغمه
|
||
وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد
وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي كشيد
وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي چشيد
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي
يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتي كه من عاشق شدم شيطان به نامم سجده كرد
آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد
من بودم و چشمان تو نه آتشي و نه گلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي

ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیردولتی ثابت کشور است که از پنج سال پیش تا کنون به طور پیوسته درشهر شیراز به فعالیت پرداخته است . این ارکستر در سال 1381 دردانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.
این ارکستر در طول چند سال گذشته با حمایت آموزشگاه موسیقی زند فعالیت کرده است. تمرین های ارکستر بطور منظم، هر هفته در محل آموزشگاه زند برگزار می شود.
ارکستر هنگام تا کنون کنسرت های اختصاصی و اجراهای جنبی زیادی را در کارنامه هنری خود دارد. در طول این سالها بیش از یکصد و ده نوازنده و خواننده با ارکستر همراه بوده اند که تعدادی از آنها به طور ثابت، عده ای به عنوان مهمان و برخی نیز بصورت موقت ارکستر را همراهی کرده اند.
رهبری ارکستر هنگام را دراین پنج سال، روزبه تابنده به عهده داشته است. وی در زمینه نوازندگی از محضر استادانی چون مسعود غریب زاده، ارسلان کامگار و شجاع الدین لشکرلو بهره برده است. در زمینه مبانی موسیقی، دروس تئوری و آهنگسازی از استادانی چون سعید و شریف لطفی، استاد حسین دهلوی و دکتر کامبیز روشن روان، هنر آموخته و در دوره های کامل مستر کلاسهای رهبری ارکستر پروفسور منوچهر صهبایی شرکت داشته است.
نوازندگان ارکستر هنگام را مربیان موسیقی و نوازندگان برگزیده شهر شیراز تشکیل داده اند. همچنین در کنسرت مرداد ماه امسال، گروه کر نیز در اجرای سه قطعه، ارکستر را همراهی خواهد کرد. کنسرت مایستر ارکستر هنگام، مسیح مصلایی است که سالها در زمینه تدریس ویلن در شیراز به فعالیت مشغول است. همچنین جمال بردبار، آزاد راستین، علیرضا قربانی نژاد، پوریا بازرگانی، مسعود تورع و امیر خلیفه نیز برخی از تکنوازان و سولیست های ارکستر در این چند سال بوده اند.

چندین مورد که موجب استرس در نوازندگی میشود :
تمرین طولانی مدت بدون هیچ وقفه و استراحت بالاخص نوازندگی با سرعت بالا که زمانی برای استراحت عضلات در آن وجود نداشته باشد. تمرینات بیش از حد ناشی از هراس و اضطراب ناشی از کنسرت و امتحان نیز میباشد؛ هنگامی که باید یک قطعه جدید را در یک زمان کوتاه اجرا نمایید و یا زمانیکه اجرایی در برابر تماشاگران دارید و همچنین در زمان امتحان.
بعد از یک وقفه کوتاه یا بلند مدت در نوازندگی و یا هنگامی که به تعطیلات رفته اید و دور از ساز هستید بعد از آن یک تمرین کافی و طولاتی نباید انجام گیرد بلکه باید بتدریج و رفته رفته بر مقدار تمرین خود اضافه نمایید.
نوازندگی با استیل غیر صحیح مانند وضعیت اشتباه در نوازندگی و یا نشستن نا صحیح دردهایی را در ناحیه کمر و گردن و بازو ایجاد مینماید. تکنیک اشتباه بیشترین تاثیرات را در گرفتگی های عضلانی دارد.
در هنگام تمرین درگیر کردن تمامی عضلات و ایجاد یک تعادل میان آنها الزامیست؛ بعنوان مثال تمرین بر روی یکی از دست ها و عدم تمرین دست مقابل صحیح نیست و یا تمرینات متعدد تکنیکی تنها برای یکی از دست ها و در حالتی موشکافانه تر نیز وقتی در تمرینات انگشتان شما رو به پایین است (بر روی کلاویه و ...) باید تمرینی را نیز انجام دهید تا انگشتان در جهت مخالف نیز تحرک داشته باشند.
ایجاد هرگونه زاویه نامناسب و غیر استاندارد در دست ها؛ فشار بر روی مچ ها و انجام حرکات بی مورد.
بی تحرکی و تکان ندادن مچ در مدت طولانی نیز موجبات انقباضات عضلانی میشود. انجام تمرینات با فشار آوردن بیش از حد بر روی انگشتان و ساز؛ این بیشتر در مواقعی رخ میدهد که دست چپ و راست شما هنوز به تفکیک عصبی - عضلانی مناسبی نرسیده است؛ هنگامی که دست راست محکم مینوازد دست چپ نیز محکم سیم و یا بر روی کلید ها فشار می آورد.
پرت کردن با فشار انگشتان بالاخص هنگامی که میخواهید با صدای بلندتری بنوازید.
تحت تاثیر قرار گرفتن از استیل و نوازندگی سایر نوازندگان! و خطر قبول اینکه همه نوازندگان میتوانند تمریناتی یکسان و مدت تمرین مشابه انجام دهند.
انجام حرکات غیرمعقول و منقرض شده مانند زدن تمامی اتودهای شوپن بصورت پشت سر هم! این کار برای تمامی نوازندگان پیانو غیرقابل تصور و اجرا است و بستگی به نیرو و توانایی و حتی فیزیک بدنی شما دارد. برخی از نوازندگان بدنی قوی و ساختاری قدرتمند دارند و چنین تجربیاتی برایشان مشکلی ایجاد نمی نماید حتی اگر دارای تکنیک و استیلی ضعیف باشند.
داشتن ایده آل های غیر منظقی مانند گذاشتن آلبومی از یک نوازنده حرفه ای و همزمان گوش دادن و نواختن!
قطعه ای که برای یک پیانیست بخاطر فیزیک بدنی مناسب نیست مانند قطعاتی که احتیاج به این دارد که انگشتان بیش از حد باز شوند (کشش بیش از حد) مانند قطعاتی از راخمانینف و یا برامس که در آن انگشتان در اواسط قطعه برای تکرار اکتاو و آکورد بیش از حد باز میشوند مانند قطعه "The Erl King" از شوبرت یا شش "Hungarian Rhapsody" از لیست
کسالت و افسردگی و یا داشتن استرس های ذهنی
اعتیادی سخت به تمرین نه انجام آن با لذت
عدم تطابق با محیط جدید مانند عوض کردن محل تمرین
اضطراب از اجرا و ترس از صحنه
ترس از انتقادات بالاخص در نوازندگان جوان
طرز برخورد نا مناسب معلم و خانواده و دوستان
نکته ای برای معلمان: خطر زمانیست که یک معلم تمامی هنرجویان را با یک شیوه و روش تکنیکی آموزش میدهد.
احساس نداشتن مشکل و یا عدم مسوولیت نسبت به جایگاه خود در گروه بالاخص در نوازندگانی که به عنوان همراه در گروه مینوازنند مانند نوازنده پیانو همراه که فکر میکند که مشکلی ندارد و احتیاجی به تمرین و یا گرم کردن ندارد، این مورد در نوازندگان در ارکستر و غیره نیز وجود دارد.این عدم تمرین گاهی اوقات در هنگام اجرا با وجود یک رهبر مقتدر و یا رهبری با تجربه، موجبات استرس های فراوانی برای نوازنده میشود!
انتخاب ورزشی نا مناسب و فعالیتهایی که شاید به موسیقی ربطی نداشته باشد اما تاثیر فراوانی در نوازندگی شما دارد.

تجلّی احساسات نوازنده و نمایش قدرت تکنیکی نیازمند آرامش و دقت بالاست؛ طبیعی است در حالتی که او بخواهد دائمأ قطعه را از روی نت دنبال کند، نمی تواند به تمرکز لازم، صداگیری مطلوب و تمپوی صحیح دست یابد که هریک از این کاستی ها اجرایی ضعیف را به دنبال دارند.
نوازنده ای که قطعه را ازبَر دارد با قدرت بیشتری روی سن حضور می یابد. این مسئله خود باعث اعتماد مخاطب به تسلط نوازنده در اجراست، که تأثیر مثبت آن آرامش بیشتر نوازنده را به همراه دارد.
حال، چنانچه با این توضیحات لزوم حفظ کردن را احساس می کنید، از این به بعد در هنگام تمرینِ قطعه، به خاطر سپردن آن را نیز تمرین کنید. هر نوازنده با آموزش و یا به تجربه، روشی شخصی برای حفظ کردن قطعه را برای خود انتخاب می کند. در اینجا تنها به ذکر چند نکته بسیار مهم و تکمیلی بسنده می کنیم :
1- یکی از مواردی که در اجرای هر قطعه بسیار به یاری ذهن ما می آید؛ حفظ کردن موسیقی آن از روی یک اجرای ضبط شده می باشد. به خاطر داشتن موسیقی، باعث می شود بتوانیم از تمام قطعه کلّیتی صحیح در ذهن داشته باشیم. بنابراین سعی کنید بارها و بارها قطعه ای را که می خواهید اجرا کنید گوش کنید.
2- باید هر اثر را نه فقط از ابتدا، بلکه از هر میزان و یا جمله دلخواه، تا انتها، حفظ باشیم تا برای به خاطر آوردن یک بخش، نیازی به نواختن آن از اول قطعه نباشد. زیرا چنانچه در هنگام اجرای زنده یا ضبط اشتباهی پیش بیاید، برای جبران آن مجالی برای شروع از ابتدا نداریم.
3- فرض کنیم اکنون در وضعیتی هستید که احساس می کنید قطعه را به خوبی در حافظه دارید، بطوریکه می توانید بدون دیدن نت، آن را بطور کامل بنوازید. در این زمان باید به نکته مهمی توجه کنید : "میزان دقت ذهن در حفظ اثر" که این مسئله باید حتمأ کنترل ودقیقأ بررسی شود. احتمالأ شما هم تجربه کرده اید که بسیاری اوقات با اینکه فکر می کنیم تمام اجزای اتاق کار یا استراحت خود را در ذهن داریم، اگر بخواهیم با چشمان بسته اشیاء و جای آنها را بیاد بیاوریم، می بینیم که تصویر ذهنی ما با اتاق آشنایمان متفاوت است.
برای مطمئن شدن از کامل بودن قطعه حفظ شده باید بدین صورت عمل کنیم :
سعی می کنیم نت قطعه را (بدون بکار بردن ساز و بدون شنیدن قطعه) بطور کامل بنویسیم. منظور از کامل نوشتن این است که، قطعه را از ابتدای آن، به صورت "میزان به میزان" و با رعایت این نکات بنویسیم :
الف- مسائل تئوری (شامل مواردی نظیر ریتم یا ضرباهنگ های نت ها و میزان بندی آنها ، گام ها و علامتهای تغییر دهنده نت ها (دیز، بمل و بکارها) ، لگاتوها و دِتاشه ها، استکاتو ها و ...) برای مثال، در یک قطعه مانند کنسرتو ویولن چایکوفسکی، ویولن سولو، ازمیزان 20 بعد از مقدمه (moderato assai) تا میزان 37 دارای هشتاد علامت تغییر دهنده نت می باشد.
ب- نوانس ها ( شامل کرشندو ها، پیانو فورته ها، اکسان ها و ...)
با این روش می توانیم میزان تکمیل اثر را در ذهنمان چک کنیم و مواردی که نیاز به تمرین مجدد دارند را کاملأ شناسایی کنیم.

از راههای گوناگونی می توان به اجرای صحیح قطعات دست یافت، اما روش پیشنهادی نگارنده- روش مرحله ای- است. با استفاده از این روش، نوازنده به شکل اصولی، قادر به حل مشکلات اجرایی و نیز بیان دیدگاه های شخصی خود می گردد.
1- در این روش، برای اجرای قطعه، نوازنده در درجه اول نیازمند داشتن ادیت صحیح برای دست چپ و راست است. نوازنده فاقد ادیت اصولی و صحیح، برای تمرین و نواختن قطعات دچار مشکلاتی نظیر: از تمپو افتادن موسیقی در قسمتهایی از آن که ادیت دچار مشکل می باشد و یا طولانی شدن بی مورد زمان صرف شده برای تمرین و همینطور صرف انرژی بسیار بیشتری برای به تمپو رساندن قطعه و... می گردد.
همینطور، از دیدگاه زیبایی شناسی، مهمترین عاملی که باعث می شود تا اجرا و بیان نوازندگان از یک موسیقی از یکدیگر متمایز باشد، ادیت های متفاوت آنها از آن موسیقی است، که می تواند به بیان سبکهای متفاوت نوازندگی هنرمندان منجر شود. بنابراین از تاثیر پیش نیازی بنام ادیت، که برای نواختن قطعات به آن نیاز داریم نباید غافل بود.( مراجعه به مقاله ادیت در ویولن-I می تواند باعث روشنتر شدن این مورد شود.)
2- بعد از گذر از مرحله فوق، نوازنده نیازمند تمرین مستقل پاساژهای متفاوت تکنیکی می باشد که در طول قطعه از آنها استفاده شده است. زیرا بدون رفع نمودن تک تک گره های اجرایی این پاساژها، عملا به اجرایی کامل از موسیقی دست نمی یابیم. ( توجه شود به مورد شماره- 15 در مقاله نوازنده و تمرین-4 )
3- در مرحله بعدی، نوازنده نیازمند شناسایی تمپویی به نام "تمپو پایه" است. تمپو پایه، پایین ترین و یا کمترین تمپوی ثابتی است که نوازنده می تواند یک قطعه را بدون مکث و ایجاد گیرهای مختلف اجرایی و همچنین از تمپو افتادن ها- از ابتدا تا انتها- بنوازد.
شناسایی تمپو پایه، بایستی به دقت و درستی از سوی نوازنده انجام پذیرد؛ زیرا روش صحیح به تمپو رساندن قطعه بر پایه این تمپو شکل می گیرد. پس از انتخاب مذکور و تمرین کافی بر روی این تمپو و رفع مشکلاتی نظیر آنچه بیان شد، نوازنده بسته به سطح توانایی هایش، می تواند با استفاده از مترونم تمپو پایه را یک یا چند درجه بالاتر برد.
تمرین بر روی تمپو ثانویه ای که حال دیگر می توانیم آن را تمپو پایه بنامیم، تا زمانی ادامه می یابد که شرایط تعریف شده بالا برای تمپو پایه، برای نوازنده بدست آید. روش فوق را می توان قدم به قدم با بالاتر بردن تمپوها، تا رسیدن به تمپو اصلی موسیقی دنبال کرد. ( توجه شود به مورد شماره- 17 در مقاله نوازنده و تمرین-6 )
4- مورد بعدی، رسیدن نوازنده به توانایی های استقامتی برای اجرای قطعه به خصوص در تمپو اصلی آن است. در واقع نوازنده باید به سطحی از توانایی ها دست یابد که در هنگام نواختن یک موسیقی، وجود خستگی های مختلف در عضلات و مفاصل بدن، او را از اجرای بی وقفه موسیقی باز ندارد.
رسیدن به سطح مطلوب توانایی های استقامتی، با استفاده از نرمش های مختلف بدنی برای قویتر ساختن مفاصل و ماهیچه ها و همینطور داشتن تمرین های مرتب از لحاظ فاصله زمانی و دارای مدت زمان کافی با ساز است. ( توجه شود به موارد شماره-2و4 در مقاله نوازنده و تمرین-1 و موارد شماره-6و7و8 در مقاله نوازنده و تمرین-2 )
5- برای ایجاد و تقویت هماهنگی های اجرایی در تمرین بخش سولو- قطعاتی که برای تکنواز و ارکستر تنظیم شده اند- بهتر است قبلا بخش ( پارت) ارکستر که برای همراهی پیانو تنظیم شده است را بصورت دو نوازی با پیانو تمرین نمود.
زیرا امکان تمرین با ارکستر، برای اکثر نوازندگان به ندرت فراهم می گردد و همینطور هزینه مالی تمرین با ارکستر بسیار بالاست.
از طرف دیگر لازمه داشتن اجرای ارزشمند از این دسته قطعات، داشتن هماهنگی های لازم در اجرا میان سولیست و ارکستر است. بنابراین تمرین هم نوازی با پیانو که می تواند بارها و بارها تا رفع تمام نواقص اجرایی ادامه یابد بسیار مفید است.
6- پس از طی مراحل بالا لازم است تا آنچه که در مجموع، از اجرای قطعه بدست می آید ارزیابی شود تا نقاط ضعف و قوت اجرا شناسایی گردد و در اینجاست که می توان با ضبط اجراها و کنترل آنها به ارزشیابی صحیح از اجرا دست یافت. ( توجه شود به مورد شماره- 16 در مقاله نوازنده و تمرین-5 )

همانطور که می دانیم موسیقی بر دو پایه اصلی استوار است، اول صدا( زیروبمی) و دوم زمان( ریتم)، بنابراین توجه به عنصر ریتم در موسیقی و فراگیری اجرای صحیح انواع آن برای هنرجویان نوازندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.
"اساس محاسبه ریتم موسیقی توسط ذهن نوازنده انجام می پذیرد و در واقع نوازنده باید بتواند ریتم قطعات را در ذهن خود محاسبه کند."
بر این اساس تمرین ریتم خوانی موسیقی، بدون بکار بردن ساز، ذهن را برای محاسبه ریتم در نوازنده تربیت می نماید. آنچه که در مقاله " نت خوانی و اجرا" پیشتر بطور مفصل تری بیان شده، در این زمینه می تواند مفید باشد.
در دوره ای که هنرجو سرگرم فراگیری دوره نوازندگی است، یکی از راههای خوب برای فراگیری محاسبه و اجرای ریتم درهنگام نواختن با ساز، اجرای ریتم توسط پا یا اصطلاحا روش" پا زدن" می باشد.
اما اشتباه شایعی که غالبا در اوایل این دوره برای محاسبه ریتم توسط روش پا زدن اتفاق می افتد، بدینگونه است که هنرجویان ابتدا شروع به نواختن می نمایند و سپس بر اساس نحوه نواختنشان شروع به پازدن می کنند و در این حالت که دیگر زمان پازدن ها با یکدیگر برابر نیست و حالت دلبخواهی در اجرای ریتم اتفاق می افتد، یعنی بعضی نت ها کوتاه تر و بعضی دیگر بلندتر از لحاظ زمانی اجرا می شوند.
متاسفانه این اشتباه باعث می گردد تا بجای آنکه هنرجو اجرای خود را بر پایه ریتم قطعه شکل دهد، ریتم قطعه را بر پایه تصورات و اجرای خود شکل می دهد و در این حالت دیگر قطعه با ریتم اصلی و صحیح خود اجرا نمی گردد و هنرجو نیز با تصور اینکه توسط روش پازدن ریتم نواختن خود را تحت کنترل دارد، یک تصورغلط از ریتم قطعه در ذهن خود پرورانده و بدون اطلاع از وجود این مسئله، ذهنیتی اشتباه از موسیقی مورد اجرا و ریتم آن پیدا کرده و درهنگام نواختنش این مورد بشدت نمود پیدا می کند.
برای کمک به حل این مشکل می توانیم از دستگاه مترونم استفاده کنیم. هنرجو درهنگام نواختن با پازدن و استفاده همزمان از مترونم و هماهنگ نمودن ریتم پا با ریتم انتخاب شده برای مترونم، می تواند ذهن خود را برای اجرای صحیح ریتم پرورش دهد و مشکلی را که در بالا به آن اشاره شد را بتدریج حل نماید.
مترونم دستگاه بسیار مفیدی است که استفاده از آن امروزه در دنیا، عملی بسیار معمول و جا افتاده می باشد. این دستگاه غیر از آنکه ریتم صحیح و بدون خطا و نوسانی را به نوازنده ارائه می کند، دایره زمانی و محدوده ضربی هر یک از ریتم های مختلف از کندترین تا سریعترین را، مانند لارگو(Largo)، آداجیو(Adagio)، آلگرو(Allegro)، پرستو(Presto) و غیره را در اختیار نوازنده می گذارد.
به مرور که فرد در نوازندگی مهارت می یابد، در اجرای صحیح و بدون نوسان انواع ریتم ها نیز تواناتر می گردد و کم کم می تواند بحدی از توانایی برسد که حتی بدون پازدن یا استفاده از مترونم ریتم موسیقی را بخوبی اجرا نماید و کمتر دچار اشتباهات ریتمیک شود.
تمرین های ریتم خوانی قطعات بدون ساز، پا زدن و مترونم همگی ابزارهایی هستند که کمک به نوازنده می کنند تا ذهن او به توانایی محاسبه دقیق ریتم موسیقی رسد و نباید اینگونه تصورداشت که ازهمان روزهای آغازین آموزش، هنرجو بدون کمک گیری از روشهایی از این دست، قادر به اجرای بی نقص ریتم موسیقی می گردد.
18- استفاده از آینه درهنگام تمرین بعنوان ابزاری کنترل کننده، چگونه به نوازنده کمک می کند؟
هنگامی که نوازنده از تمرین نمودن ساز روبروی آینه بهره می جوید، در واقع مانند اینست که او از یک مربی برای کنترل استیل نواختنش بهره می جوید. با استفاده از آینه که می تواند در نقاط و زوایای مختلف دید نوازنده قرار گیرد، امکان کنترل استیل اندام های بدن نوازنده برای او فراهم می گردد.
زیرا اولا، در بسیاری از سازها، وقتی نوازنده مشغول تمرین کردن با ساز است، کلیه زوایا و حالات مختلف اندامهایش در دید مستقیم او نیستند و گاهی ابعاد خود ساز و همینطور نحوه دست گرفتن آن باعث می شود تا نوازنده نتواند مستقیما وضعیت سر و گردن، شانه ها، انگشتها و مچ و دستانش، کمر و یا پاهایش را ببیند و از رعایت وضعیت صحیح استیل آنها، غافل می گردد.
و ثانیا، با توجه به اینکه بسیاری از نکات مختلف موسیقایی وجود دارند که در هنگام تمرین بایستی توسط نوازنده کنترل گردند، این امکان بوجود می آید که فرد از دقت به استیل نواختنش غافل گردد. در اینجاست که اهمیت استفاده از آینه مشخص می گردد و به کمک آن می توان به بررسی زوایای کور وغیر قابل رویت مستقیم اندام ها، درهنگام نواختن پرداخت.

از آنجا که بسیاری از نقاط قوت وضعف درهنگام تمرین و اجرا وجود دارد که نوازنده به دلایل مختلف از وجود آنها ناآگاه است، ضبط تمرین و شنیدن آن به دقت، می تواند بعنوان یک ابزار کنترل کننده نوازنده، کمک شایانی به شناسایی نقاط قوت وضعف موجود در کار او نماید. اما بهتر است به دو مورد دقت نماییم:
نکته نخست، توجه داشته باشیم که: اگر از طریق دستگاه ضبط صوت و بوسیله نوار کاست(روش مغناطیسی) تمرینها را ضبط و یا پخش می کنیم، این امکان می تواند بوجود آید که موسیقی در" قسمت هایی" از طول زمان ضبط و پخش اجرایش، کندتر یا تند تر از تمپوی اصلی خوانده شود، که ناشی از دلایلی مثل: وجود ایراد در دستگاه ضبط صوت و یا کیفیت نامرغوب نوار کاست است و در نتیجه بوجود آمدن این ایرادات، اجرای اصلی دستخوش تغییرات صدایی خواهد گشت.
در بعضی مواقع نیز، دستگاه ضبط صوت" کل" یک نوار کاست را، سریعتر یا کندتر از سرعت انتخابی که در آن موسیقی ضبط شده، پخش می کند. در این حالت به علت آنکه کل اجرا و یا در واقع تمامی نت ها باهم، به سرعتی بیشتر یا کمتر از تمپو اصلی خود رسیده اند، تمامی اجرا با سرعتی غیر واقعی شنیده می شود و شنونده در محاسبه "تمپوی اصلی" موسیقی اجرا شده دچار اشتباه می شود.
در حالت اخیر، بدلیل آنکه این تغییر سرعت برای همگی نت ها و بصورت یکسان اتفاق افتاده، نسبت زیرو بمی نت ها به یکدیگر، بازهم حفظ می گردد. اما تمپو موسیقی پخش شده توسط دستگاه نسبت به تمپو انتخابی اصلی، جابجا خواهد گشت .
اگر برای ضبط از (روش های دیجیتالی) مانند کامپیوتر استفاده کنیم، غیر از آنکه چنین مشکلاتی بروز نمی کند و موسیقی ضبط شده نیز در اثر بارها و بارها شنیده شدن تغییر کیفیت نخواهد داد، امکان استفاده از نرم افزارهای صوتی کامپیوتری نیز وجود خواهد داشت و می توان از امکانات فراوان آنها، در بررسی تمرین ضبط شده توسط نوازنده یا اجراهای ضبط شده از موسیقی دان های دیگر بهره برد.
(مانند استفاده از منحنی موج موسیقی و جدا نمودن قسمت هایی از موسیقی از کل آن با استفاده از این منحنی و بررسی دقیق آن قسمتها و اعمال تغییراتی مثل پایین آوردن تمپوی آن و...)
امروزه کامپیوتر و نرم افزارهایش امکانات بسیاری را در اختیار نوازندگان قرار می دهد که متاسفانه استادان و نوازندگان قدیمی به علت نبود این امکانات، از آنها محروم بودند. آنان برای رسیدن به نتیجه در برخی از مسائل اجرای موسیقی، زحمات بسیاری را متحمل می شدند که امروزه با پیشرفت دانش نرم افزارهای صوتی درکامپیوتر، رسیدن به نتایج بسیار آسانتر و سریعتر شده است.
نکته دوم اینکه، حتی دو اجرای پشت سر هم از یک قطعه و از یک نوازنده دقیقا با یکدیگر یکسان نیست و به عبارت دیگر " هر لحظه، کیفیت خاص خود را دارد."
بنابر این درهر بار ضبط از اجرای یک موسیقی، بایستی دانست که این خصوصیات بیشتر مربوط به همان دفعه از اجرا هستند و ممکن است در دفعات بعدی تا حدودی تغییر یابند. ( البته طبیعی است که هر چقدر به نواختن قطعه مسلط تر شویم، تفاوت ها بین دفعات مختلف اجرای آن کمترمی گردد.)
با این وجود، نمی توان پس از شنیدن ضبط یکی از دفعات تمرین، یک حکم کلی درباره نحوه نواختن قطعه صادرکرد، بلکه اگر نقاط قوت و ضعف چندین بار در ضبط ها و اجراها تکرار شدند، آنگاه می توان به نتیجه گیری درباره وجود و چگونگی آنها رسید.

این سوال، یکی از جالب ترین موضوعات در حوزه نوازندگی است و تشریح آن نسبتا دشوار است؛ همانطور که می دانیم در اثر تمرین، عضلات و تاندون های دست قوی تر شده و غضروفها نیز نرم تر و روانتر می گردند و از طرف دیگر انگشت ها نیز برای تحمل حالات غیر متعارف، نظیر کشیدگی ها و باز شدن های بزرگ و همینطور تحمل انواع هماهنگی ها با یکدیگر، آمادگی پیدا می کنند و قوی تر می شوند.
اما در واقع، توان و نیرومندی بدست آمده دربخش های مختلف عضلات وانگشتان و... دستها که ناشی از تمرین با ساز است، مقدار بزرگی نیست و مثلا نیروهای وارده به دستان نوازنده، هرگز شبیه یا به اندازه نیروهای وارده به دستان یک ورزشکارنیست و این تصور که " نوازنده قوی دست" ، صرفا یک نوازنده است که با تمرین های زیاد دستانش نیرومند گشته و از این رو قادر به اجرای بسیاری از قطعات شده است ، یک تصور اشتباه است.
در اینباره باید توجه داشت، نیرویی که از طرف مجموعه هر دست برای نواختن سازلازم است، مقدارکوچک و محدودی است؛ و مثلا یک فرد ورزشکار که تمرین های بدن سازی می کند، مقدار بسیار بزرگتری از این نیروها را به دستانش وارد می کند.
تمرین با ساز، نمی تواند که از یک حد محدود و نسبتا کم، عضلات را قوی تر سازد.( زیرا همانطور که گفته شد، نیرویی که برای نواختن ساز لازم است از لحاظ فیزیکی در بحرانی ترین حالات نیز، کوچک است. ) از طرف دیگر جالب اینجاست که بیش از اندازه نیرو گذاشتن درهنگام نواختن نیز باعث انقباض عضلات می گردد که به هیچ وجه برای نوازندگی مطلوب نیست و نتیجه بد و معکوس می دهد. اینجاست که کم کم می توان مفهوم " قوی تر شدن دست ها" را تشریح نمود؛ در واقع این عبارت، یک" اصطلاح مجازی" است که در درجه نخست، نشانگر توانمند ترشدن ذهن نوازنده دردرک مسائل اجرایی است، که حاصل تمرین های او با سازمی باشد.
پس مفهومی که ازاین اصطلاح بدست می آید شامل موارد : اول، قوی تر گشتن "جسمانی" عضلات نوازنده است که بصورت محدود بوده و دوم، توانمند شدن"غیرجسمانی" نوازنده است که بصورت نا محدود بوده و به مفهوم تکامل یافتن قدرت تجزیه و تحلیل ذهن او می باشد.
ذهن که در اثرعواملی چون: ممارست در تمرین با ساز، گذشت زمان، شنیدن موسیقی و مطالعه و آموزش رشد می یابد و به" قدرت درک وتحلیل" بیشتری در حل مسائل موسیقایی و نوازندگی می رسد، توانایی بیشتری دربازنمودن گره های اجرایی موسیقی می یابد وبهتر می تواند به اجرای موسیقی بپردازد ودر واقع اصطلاح" قوی تر شدن دستها" بطور غیر مستقیم به مفهوم، توانمند تر شدن ذهن نوازنده است.
15- هنگامی که درنواختن قسمت هایی از قطعات دچارمشکل می شویم و به همین دلیل موسیقی ناقص می شود، چه راه حلی وجود دارد؟
در واقع، پاسخ به این سوال تا حد زیادی ادامه پاسخ به سوال قبلی است؛ همواره دیده می شود که برای اکثرقریب به اتفاق نوازندگان، میزان هایی که به اصطلاح غیر قابل اجرا و بسیار مشکل هستند در قطعات وجود دارد و در واقع پس از هر بار رسیدن نوازنده به آن بخش ها، موسیقی مورد اجرا دچار ضعف و یا مکث می گردد وگاهی نوازنده دچار یاس ازاجرای آن موسیقی می گردد، به همین دلیل بسیاری نمی توانند آثار مورد علاقه خود را اجرا کنند. یکی از" بهترین" راه حل های این قضیه اینست که:
نوازنده در یک مقطع زمانی چند ماهه، قطعه مورد نظر و همینطور تمامی قسمت هایی که در نواختن آنها دچار مشکل می گردد را به طور مفصل تمرین کند، سپس تمرین کل قطعه را رها سازد و به نواختن اثر دیگری مشغول گردد، و دوباره پس از چند ماه، شروع به تمرین قطعه اصلی نماید و این چرخه را تا رسیدن به کمال در اجرای آن موسیقی ادامه دهد.
در تشریح این روش اینگونه می توان گفت که: در مقطع زمانی که قطعه اصلی را( که در اجرای آن مشکل داریم) پس از یک دوره تمرین رها می سازیم و مشغول تمرین قطعه دیگری می شویم، به غیر از اینکه در این مدت در اثر تمرین پیوسته در نواختن تواناتر می گردیم، ذهن نیز بطور" ناخودآگاه"، مشغول تمرکز و تامل روی مواردی است که در حل مسائل آن دچار ضعف بوده است.
این دوره زمانی مقطعی بسیارحساس می باشد که سپری شدن آن باعث بروز آمادگی و بدست آمدن توانایی های بیشتر ذهن در "هضم و تحلیل" دشواری های روبروی نوازنده می گردد و در بسیاری با سپری شدن آن به روش فوق، توانایی اجرای پاساژهای مشکل دار بوجود می آید.
|
|