تبليغاتX
نغمه
 
نغمه
 
 
 

سیری در کثرت گرایی مکاتب تار نوازی از شهنازی تا شهناز

 

 

كثرت‌گرايي (پلوراليسم) از جمله ويژگي‌هاي ايجابي «فرهنگ» در جهان جديد است. تا جايي كه معيار سنجشگري حوزه‌هاي فرهنگي متضمن كثرت‌گرا بودن آن است.
كثرت بالقوه و بالفعل فرهنگ‌هاي خرد و كلان نشان از اجتناب‌ناپذير بودن كثرت‌گرايي فرهنگي در مقابل يگانگي و وحدت فرهنگ‌هاست.
غلبه و غالب شدن يك فرهنگ بر تمامي عرصه‌هاي فرهنگي نه نشان از حسن آن، بلكه نشان از عيب آن فرهنگ است،‌ چرا كه فرهنگ‌ها همواره كثرت‌گرا بوده هستند و كثرت فرهنگي1 عامل تداوم هويت‌هاي چندگانه فرهنگي است. به عنوان نمونه استوارت هرشبرگ در كتاب يك جهان و چندين فرهنگ‌ فرض برتري ذاتي يك فرهنگ را زير سؤال مي‌برد. در مقابل بر تداوم اجتناب‌ناپذير فرهنگ‌هاي ديگر تأكيد مي‌كند. بنابراين «كثرت» در يك حوزه فرهنگي نشان از پويايي يك فرهنگ است.2

با اين توجه، از جمله حوزه‌هاي فرهنگي كه در صد سال اخير دست‌خوش جريان‌ها، مكتب‌ها، سبك‌ها و زاويه‌هاي متكثر بوده،‌ موسيقي اصيل ايراني است. به عبارتي از جمله حوزه‌هاي فرهنگي كه مي‌توان در اين صد ساله اخير به واسطه كثرت‌گرايي آن به آن باليد، موسيقي ايراني است. موسيقي ايراني از جمله منابع و مآخذ فرهنگ و هنر ايراني است كه دربردارنده زاويه‌ها و رويكردهاي متفاوت و متكثر است؛ تفاوت و تكثري كه موجب پويايي آن شده است.
نكته شايان ذكر در اين كثرت، مشخص و مدون بودن جريان‌ها، مواضع، مكاتب و سبك‌ها است. با وجود خلأهايي كه در فقدان ضبط و ثبت آثار اين جريان‌ها (اعم از آثار شفاهي و مكتوب) وجود دارد، اما به جرئت مي‌توان گفت ما از تاريخ موسيقي صد سال خود ميراث گران‌بها و بايگاني مشخص و مدوني داريم كه به ‌خوبي نمايانگر تفاوت‌ها و نقاط انفكاك نوع ره‌يافت و رويكرد جريان‌هاي موسيقايي و همچنين بيانگر سير تحول و تطور موسيقي ايراني است. علاوه بر اينكه موسيقي ما با پسوند «اصيل»، از تشخص خاصي برخوردار است، مدون و مضبوط بودن اين موسيقي در سده اخير، ‌به آن اصالتي ويژه و صد چندان بخشيده است.


عصر نخست [تاريخ يكصدساله اخير موسيقي] را، با توجه به جهد و همت موسيقيدان برجسته عهد ناصري، [ناصرالدين شاه] ، سرسلسله موسيقي دستگاهي يعني علي‌اكبر خان فراهاني و همچنين برادرزاده و بهترين شاگرد وي، آقا غلام‌حسين و در نهايت احياء‌‌گري‌ها و مينا‌گري‌هاي فرزندان علي‌اكبر خان يعني آقا ميرزا عبدالله و آقا ميرزا حسين‌قلي براي پديدآيي موسيقي دستگاهي ايران، مي‌توان عصر تدوين و تكوين رديف موسيقي/ موسيقي دستگاهي ايران ناميد. عصري كه با توجه به چندگانگي و پراكندگي آوازها، گوشه‌ها، مقام‌ها و رديف‌ها، (اين خاندان)‌ به ضرورت تقسيم، تجميع، تضبيط و تدوين نظام دستگاهي موسيقي رسيدند.
اولين و شايد مهم‌ترين رخداد مهم در تاريخ موسيقي ايران درك همين ضرورت بود. ضرورتي كه موجب احياي موسيقي ايراني و نيز دستگاه‌مند و سيستماتيك (و شايد رسمي) ‌شدن موسيقي ايران در مقابل يك نوع موسيقي يك‌نواخت بزمي و محفلي شد.
آقا ميرزا عبدالله و آقا ميرزا حسين‌قلي هر كدام با توجه به قابليت‌ها و ويژگي‌هاي خاص خويش در جهت احياگري‌هاي پدر، همواره درصدد طراحي ساز و كاري جهت نظام‌مند، دستگاهمند و نهادينه كردن موسيقي دستگاهي و نيز تعليم و تربيت شاگردان بودند. اجتهاد و اهتمام اين دو نفر نه تنها تثبيت شد، بلكه با توجه به تربيت شاگردان فراوان، ‌اجرا و روايت رديف دستگاهي، راويان، ‌متوليان و متصديان گوناگوني يافت كه هر كدام صاحب روايت و مدعي حكايت بودند؛ عمده آنان كه متناسب با تحولات زمانه به سبك نويني دست يافتند، با بيان و زبان ويژه خويش به بازسازي و بازآفريني گنجينه رديف دستگاهي ايراني دست يافتند. با اين اوصاف مي‌توان گفت كه اجتهاد و اهتمام ميرزا عبدالله و ميرزا حسين‌قلي نه تنها تثبيت، بلكه دستخوش روايت‌هاي فراوان شد. برداشت و روايت‌هايي كه البته موجب ماندگاري و پويايي موسيقي ايراني شد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 15:32  توسط علی  | 
 
  بالا